سلام.امروز مي خوام يه سايت به شما معرفي کنم واسه پول در آوردن دروغ نيست من خودم امتحان کردم شما هم امتحان کنين ضرر نداره.حتما ثبت نام کنين:
http://www.vnnu.com/fa?111155999
روي اين لينک کليک کنيد و ثبت نام کنيد.وقتي ثبت نام تموم شد رمز ورود شما با اين سايت و لينکي براي فعال کردن حسابتون به آدرس الکترونيکي شما ارسال ميشه که بايد برين و حسابتون رو فعال کنين....
صلاح کار کجا و من خراب کجا
ببين تفاوت ره کز کجاست تا به کجا
دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس
کجاست دير مغان و شراب ناب کجا
چه نسبت است به رندي صلاح و تقوا را
سماع وعظ کجا نغمه رباب کجا
ز روي دوست دل دشمنان چه دريابد
چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجا
چو کحل بينش ما خاک آستان شماست
کجا رويم بفرما از اين جناب کجا
مبين به سيب زنخدان که چاه در راه است
کجا هميروي اي دل بدين شتاب کجا
بشد که ياد خوشش باد روزگار وصال
خود آن کرشمه کجا رفت و آن عتاب کجا
قرار و خواب ز حافظ طمع مدار اي دوست
قرار چيست صبوري کدام و خواب کجا
<حافظ>
در آغاز يک غزل بي پايانم
در يک زمانه نابهنگام
در ابتداي هستي يک روح
مثال يک ترانه مي مانم
تو در آينه مرا ديدي
ولي من اينجا غبار بارانم
تو آنجا نشسته اي و مي نگري
ولي من اينجا درکشاکش يک نامم
در اين کرانه در اين زمانه درد
من يک حکايت بي سرانجامم
در آغاز يک غزل بي پايانم
در يک زمانه نابهنگام
+ کجا بودي؟؟؟ نويسنده: احسان(دوشنبه 16/7/1386 ساعت 9:55 صبح)
کجا بــودي وقتي برات شکستـم يخ زده بود شـاخه گُلم تو دستـــم
کجــا بـودي وقتــي غريبــي و درد داشت مـن تنها رو ديوونه ميـــکـرد
کجــا بودي وقتي کنـار عکســـات شبا نشستم به هواي چشمـــات
کجا بــودي ببيني مــن ميســـوزم عيــن چشــات سيـاهه رنـگ روزم
ســـرزنشــــاي مردمـــو شنيـــدم هــر چــي که باورت نميشه ديـدم
کنـــايه هــاشونــو به جون خريدم نبــود ستــاره ام شبـا گريه چيـدم
کجا بودي وقتي اشکــام ميريخت خون جاي گريه از چشام ميـريخت
کجـــا بودي وقتـــي آبـــروم مـــرد امــا به خـاطر چشات قسم خـورد
کجـــا بودي وقتي که پرپر شـــدم سوختم و از غمت خاکستر شدم
خنده واسه هميشه از لبـام رفت
رسيدن از مرمر رويــاهـــــام رفت
در آخرين لحظه ديدار به
چشمانت نگاه کردم و
گفتم بدان اسمان قلبم
با تو يا بي تو بهاريست
همان لبخندي که توان را
از من مي ربود بر لبانت
زينت بست.
و به ارامي از من فاصله
گرفتي بي هيچ کلامي.
من خاموش به تو نگاه مي کردم
و در دل با خود مي گفتم :اي کاش اين قامت
نحيف لحظه اي فقط لحظه اي مي انديشيد که
اسمان بهاري يعني ابر
باران رعد وبرق و طوفان
ناگهاني
و اين جمله ،جمله اي
بود بدتر از هر خواهش
براي ماندن و تمنايي
بود براي با او بودن.

هنوز آخرين ستاره
دنباله دار ،در آسمانم مانده
مانده تا بدانيم:
آنجا که نور را به
اعدام محکوم مي کنند ،
ترانه را به جرم ِ
رهايي مصلوب مي کنند ،
پروانه ها را به جرم ِ
تولد ،در پيله مي سوزانند ،
ما چه بي صدا
مانديم........
آنجا که لحظه اي من را
تحمل نکردند
لحظه را شکستند تا
بشکنم،
من چه تنها بودم و مايي
با من نبود...
اين را آخرين ستاره
دنباله دار ديد،
در من گريست ، در
ديدگانم سوخت....
چه کسي دانست اين سوختن
چه بود ؟!....
براي ِ ما سوخت .......
ديگران نفهميدنداين
سوختن يعني چه؟؟؟.......
در تيره نگاهشان زهري
بود،
زهري که چون خوره اي
روحم را درانزوا مي
خراشد
آنها بر اين باور
نبودند که خود سوزي
ستاره ،
پروازيست از ستاره تا
اوج.........

دوستان عزيز هر آهنگ و برنامه اي که مي خواستين ميتوانيد در بخش نظرات براي من بزارين تا اون رو تو بلاگ براتون بزارم. با تشکر